مطالبی مهم و ارزشمند
1.هنگامی که کار به غیر اهل آن سپرده شود منتظر آمدن قیامت باش.
2.هنگامی که کلاغ راهنمای گروهی باشد آنها را به راههای هلاک هدایت می کند.
3.کسی که برای خودش سودمند نیست پس چگونه به دیگری فائده رساند ؟!
4.هرچیزی که امر واجبی به وسیله آن کامل و تمام شود آن امر نیز واجب است.
5.به راستی که علم و دانش به وسیله یادگیری به دست می آید .
6.به راستی که این علم ودین است، پس مواظب و مراقب باشید و بنگرید که دین خودتان را از چه کسی فرا می گیرید.
7.بهترین افراد امتم، معاصران من هستند(یعنی اصحاب کرام )سپس کسانی که به دنبال آنان می آیند (یعنی تابعین ) سپس کسانی که به دنبال آنها می آیند ( یعمی تبع تابعین ).و حضرت(ص) فرمودند: به درستی که اول این امت ، بهترین ایشان وآخر این امت بدترین ایشانند که باهم در اختلاف و از هم جدایند.
8.بزرگوارترین امت من حاملان قرانند.
9.تفسیر قرآن بدون علم شرعی و نیز سخن گفتن از معانی قرآن برای کسی که صلاحیت این کار را نداشته باشد حرام است و حدیث در این باره فراوان است و بر این امر اجماع مجتهدین صورت گرفته واما تفسیر قرآن برای عالمان دینی جائز و خوب است و نیز اجماع بر این امر صورت گرفته است پس کسی که صلاحیت تفسیر قرآن را داشته باشد به طوری که دارای آن علوم و دانشهای ضروری باشد که بوسیله آنها معنای قرآن دانسته می شود و ظن راجح بر مراد قرآن داشته باشد قرآن را تفسیر کند در صورتی که آن معنا و تفسیر به وسیله اجتهاد دانسته شود مانند خفیه و جلیه ،عموم و خصوص و اعراب و غیره .اما اگر در صورتی که آن معنا به اجتهاد قابل تفسیر نباشد مانند اموری که از راه نقل دانسته می شوند و همچنین تفسیر لغات قرآن ، پس برای مفسر جایز نیست در این موارد تفسیری بیان کند مگر اینکه نقل صحیحی رااز گفتار افراد مورد اعتماد و عالم به قرآن و حدیث بیاورد. و اما کسی که اهل تفسیر قرآن نیست به خاطر این که دارای علوم و فنونی نیست که با آن قرآن دانسته می شود بر آن کس تفسیر قرآن حرام شرعی است اما می تواند تفسیر را از افراد مورد اعتماد نقل کند.
10. به معنای سخنی که گفته شده بنگرید نه به گوینده آن سخن وحق پذیرفته شده است هر چند از طرف نادان باشد.
11. همت مردان ،کوهها را از بن(ريشه)می کند .
12. و هر خیری در تبعیت از پیشینیان(سلف صالح) است
وهر شرّی در نو آوریهای بازماندگان (پسینیان و آیندگان )است.
13.هر کس که حکم به کفر مسلمانی دهد همانا خودش کافر می شود.
14. به راستی که مومنان ، انبیاء (علیهم الصلاةو السلام) و اولیاء (قدس الله سرهم) ، را به خدایی نگرفتند وآنان را شریک خدا قرار ندادند بلکه آنان معتقدند که پیامبران واولیاء بندگان خدا ومخلوق او هستند ومعتقد به این نیستند که آنان( انبیاء و اولیاء ) شایسته عبادت هستند و نه اینکه آنان چیزی را خلق کرده اند ونه اینکه آنان مالک نفع وضرری هستند بلكه مسلمانان به قصد تبرك و توسل به آنان روي آورده اند چون كه آنان دوستان خدا و از نزديك شدگان به درگاه خدا هستند كساني هستند كه خداوند آنان را برگزيده است و به بركت وجود آنان خداوند به بندگانش رحم مي كند و براي اين امر شواهد زيادي از قرآن وسنت وجود دارد ونيز مسلمانان معتقد به شايستگى عبادت براي هیچ كس ، غير از ذات خداوند يكتا نيستند و معتقد به تأثير کسی جز خداوند نیستند و اما مشركان يعني كسانيكه در مورد آنان آيات نازل شده است0( اين آيات..)
15.آنان معتقد به شايستگي عبادت براي بتها بودند پس اعتقاد آنان به شايستگي عبادت براي بتها بود كه آنها را در شرك مي انداخت پس چطور و به چه حقي براي تو و امثال و پیروان تو درست است که مسلمانان یکتاپرست را که برای خدا سجده و رکوع می برند مانند آن مشرکانی قرار دهی که معتقد به خدایی بتها بودند؟ پس هنگامی که این را دانستی بدان که تمام آیات پیش که ذکر شد مخصوص به کافران مشرک است وهیچ فردی از مومنین داخل در مفاد این آیات نیست زیرا مسلمانان معتقد به خدایی هیچ کس غیر از خدای یکتا نیستند وعبادت را شایسته غیر او نمی دانند و در حدیث بخاری از عبدالله بن عمر(رض) در توصیف خوارج آمده که : خوارج به آن آیاتی که در شأن کافران نازل شده بود، تمسک می جستند و آن آیات را بر مؤمنان حمل می کردند.
16.مدام بندۀ من به وسیله انجام دادن سنتها به من نزدیک می شود تا این که او را دوست خواهم داشت پس هنگامی که او را دوست بدارم گوشی خواهم شد كه او با آن مى شنود و جسمى خواهم شد كه او با آن مي بيند و دستي مي شوم كه او با آن مي گيرد وپايى خواهم شد كه او با آن راه مي رود و اگر چیزی از من بخواهد به او می دهم و اگر از من پناه بخواهد به او پناه می دهم. پس هرگاه دعا کننده ای اعتقاد داشت که فلان شخص نیکوکار از جمله مردمان محبوب خداوند است پس به او پناه بَرَد و از او طلب دعا کند ، امید است که او برایش دعا کند و خداوند نیز دعایش را قبول فرماید .
17. چه بسیار افراد موی ژولیده و رانده شده از در خانه های مردمان هستند که اگر خداوند را سوگند دهند خداوند آنان را می پذیردـ سپس این که مردم به این افراد صالح پناه می برند به خاطر این است که بدین ترتیب عمل نمودن ، اجابت دعا را از جانب خداوند سبحانه و تعالی ، امیدوارتر و مطمئن تر می سازد.
18. پس فردی که به برادر مسلمان خود پناه برده،از او درخواست دعا می کند واو نیز در غیاب از روی اخلاص برایش دعا می کند و از طرف خداوند دعایش مورد قبول قرار می گیرد خدایی که بسیار بخشنده و بزرگوار است و دعای دعا کنندگان مخلص رااجابت می کند و مسلمانان پی درپی (در ادوار مختلف ) از هم دیگر درخواست دعا کرده و برای هم دیگر دعا کرده اند دعای مخصوص ،یعنی با آوردن نام یکدیگر و بعضی نیز برای همه مسلمانان به طور عموم دعا می کنند وهر آنچه که عامه مسلمین آن را نیک بدانند آن چیز در نزد خداوند نیکو است و هر چیزی که عامه مسلمین آن را زشت بدانند در نزد خداوند زشت و ناپسند است .
19.هنگام یاد کردن و نام بردن از انسان های صالح رحمت خداوند فرو می بارد...و حضرت (ص) فرمود هر کس به خاطر خدا دوست داشته باشد و به خاطر خدا دشمنی ورزد و به خاطر خدا ببخشد و بخاطر خدا از بخشیدن خودداری کند براستی که فرد ایمانش کامل است و محبت و دوستی آنان ، محبت ودستی خداوند تعالی است. به خاطر فرموده پیامبر(ص) که از خداوند تعالی نقل می کند که می فرماید: محبت من بر دوست دارندگان به خاطر من و زیارت کنندگان به خاطر من و بخشندگان به خاطر من و دوست شوندگان به خاطر من قطعی و حتمی است (یعنی من این افراد را دوست می دارم )... و دشمنی با آنان ، جنگ با خداوند است. به خاطر فرموده خداوند تعالی بر زبان پیامبرش (ص) : هر کس با دوست من دشمنی ورزد من با او اعلان جنگ می کنم (حدیث قدسی )
20.احسان آن است که خدا راچنان عبادت کنی که گویی اورا می بینی یا اگر تو او را نمی بینی،او ترا می بیند.
21. و براستی علما وارثان پیامبران هستند (صحیح بخاری )
22. بدانید که مذهب اهل سنت و جماعت ، صحیح و جایز دانستن توسل به پیامبر (ص) در زمان حیات و بعد از وفات ایشان و نیز به غیر پیامبر(ص) از بقیه پیامبران و اولیاء و افراد صالح است. زیرا ما (اهل سنت و جماعت ) معتقد به خلق و ایجاد و نابود کردن و نفع وضرر برای کسی غیر از خداوند بی همتا نیستیم . پس ما معتقد به تأثیر و نفع وضرر برای پیامبر و غیر پیامبر از زندگان و مردگان به اعتبار خلق کردن و بوجود آوردن تأثیر گذاردن نیستیم. پس فرقی در توسل كردن به پیامبر(ص) و غیر ايشان از پیامبران و رسولان(صلوات الله عليه وعليهم اجمعين) و همچنين اولياء و صالحين و نيز در توسل به زنده و مرده آنها وجود ندارد. زيرا آنان چيزی را خلق نمی کنند پس آنان داراي تأثير در چيزي نيستند و اما بدين سبب به آنان توسل و تبرك مي شود چون كه آنان محبوبان خداوند هستند وگر نه خلق وتأثير ذاتي از آن خداوندى است كه تنها است و همتايى ندارد و اما آنان كه در بين زندگان و مردگان فرق مي گذارند پس ایشان معتقد به وجود تأثير براي زندگان بوده ولي براي مردگان قائل نيستند و بر طبق اين عقيده توسل به مردگان را جايز دانسته ، اما توسل به مردگان را درست نمي دانند براستي آنانند كه درتوحيدشان شوك وارد شده است زيرا معتقد به تأثير براي زندگان بوده و از مردگان نفي تأثير مي كنند پس چگونه است كه ادعاي يكتا پرستي مي كنند پس توسل كردن وطلب شفاعت و فرياد خواهي از دبگران ، همگي به يك معنا هستند و براي اين امور در قلب مؤمنين معنايى جز تبرك جستن از ياد محبوبان خداي تعالي وجود ندارد به خاطر آنکه ثابت شده كه خداوند به خاطر آنان (زنده باشند يا مرده ) بندگانش را مورد رحمت قرار مي دهد پس مؤثر و ايجاد كنندة حقيقي خداي تعالي است و اين افراد سبب و وسيله عادي در اين زمينه هستند و داراي تأثير نيستند و اين هم مثل سبب عادي است كه تأثيري براي آن وجود ندارد.
23.آنچه بعضي از مردم گمان برده اند كه توسل و تبرك ، شرك است گمان كساني است كه از حقيقت معناي اشراك ، كوراند زيرا اشراك عبارت است از اين كه فردي ، احدي را غير از خداوند تعالی ، در الوهيت و ربوبيت و ايجاد ، شريك خدا بداند و برخي از علما فرموده اند : شريك قرار دادن براي خداوند تعالی ، نوعي از كفر است و معنايش اين است كه فردي ، يكي را غير از خداوند در مالكيت يا در خلق يا درهر چيزي از معاني الوهيت شريك قرار دهد. پس اين شريك قرار دادن براي خدا كجا و توسل كردن به پیامبر خدا با اين اوصاف كه پیامبر(ص) بنده خدا و رسول اوست كه خداوند (رسول اكرم (ص)) را به فضل خود مورد اكرام قرار داده و براي او شفاعت و وسيله و رحمت و استغفار و مقام شفاعت كبرى قراردادن كجا ؟ اين دو مورد خيلي از هم جدا هستند و با هم فرق دارند و قياس كردن مسلمانان يكتا پرست كه توسل مي كنند بر بت پرستاني كه خداوند از آنها در آيه 3 سوره زمر حكايت مي كند كه مشركين مي گفتند ما براي بتها عبادت نمي كنيم مگر به خاطر اين كه ما را به خدا نزديك كنند و امثال اين آيه اين قياس برگرفته شده ، كه چشم پوشي از حق وانحراف از واقعيت و مساوي دانسنتن ملت بت پرست و جاهل و دور از شريعت و كور و كافر با ملت مسلمان و داراي ايمان به خدا ي يكتا و بي همتا است پاك و منزهي خداوندا ، اين بهتان بزرگي هست . امام ابن حجر در جوهر المنطم فرموده اند: كه بعضي از خرافات ابن تيميه كه هيچ عالمي قبل از او آن را نگفته و در بين اهل اسلام به عنوان يك آفت شايع شده اين است كه ابن تيميه استغاثه و توسل به پيامبر (ص) را رد مي كند در حالي كه چنين نيست بلكه توسل كردن به پيامبر(ص) در هر حالتي نيكوست چه قبل از خلقت پيامبر و بعد از خلقت ايشان در دنيا و آخرت پس آنچه كه دلالت بر توسل به پيامبر(ص) قبل از خلقت ايشان در عالم ارواح مي كند و آن كه اين توسل روش سلف صالح از پيامبران ، اولياء و غير آنان بوده است حديث توسل كردن حضرت آدم به جاه ومقام حضرت محمد(ص)است که امام حاکم نیشابوری روایت کرده و آنرا صحیح دانسته است و امامان طبراني و بيهقي نیز آن را صحيح دانسته اند.
24. به افراد عالم براي ياد گرفتن امورات دين از لحاظ عقيده و عمل و فعل وترك توسل مي شود سپس به دوستي افراد صالحي كه دلشان نوراني است براي نوراني كردن قلب وسایر لطائف و پاک کردن نفس عماره از صفات پست از قبيل ريا و نفاق و حسادت و كبرورزي و انكار حق توسل مي شود و لفظ (الوسيله) در آيه 35 سوره مايده شامل توسل به اشخاص ، خوا ه زنده يا مرده و توسل به اعمال نیکو مي شود( اين اعمال صالح خواه عمل فرد توسل كننده باشد يا غير او )و نيز شامل توسل به غير اين دو مورد از قبيل دیگر وسيله هاي شرعي مي شود زيرا اگر وسيله به معناي واسطه باشد شامل توسل هر واسطه شرعي به طور مطلق مي گردد و اگر وسيله به معناي نزديكي به خدا باشد پس مفعول غير صريح (ابتغو) حذف شده است و (ابتغو) يعني شما طلب كنيد و هر آنچه را كه شما را به خدا نزديك مي گرداند و از جمله طاعات است محبت خدا و محبت پيامبر خدا و محبت برگزيدگان امت ایشان از اصحاب پيامبر(ص) وتابعين ، آنان وائمه مجتهدين در احكام دين و نيز همراهي صالحان داخل در فرمان برداري خداست و صالحين كساني اند هنگامیکه كه انسان آنان را ببيند به ياد خدا مي افتد وخدا را ياد مي آورد ونيز توسل كردن به مقام پيامبران و مرسلين داخل در طاعت خداوند است و به تحقيق ما لفظ (الوسيله)را در اين آيه به صورت مطلق و بدون قيد يافتيم وهر چيزي كه به طور مطلق و بدون قيد ذكر گردد اصل در آن چيز ،اباحه (جايز و روا بودن) آن وحال آنكه ارواح صلحاء پاك وماندگار بوده وبركات و واردات از طرف خدا و به أذن خدا و قدرت او بر آنها نازل مي شود .
25. خدايا از تو مي خواهم و به تو روي آورده ام بخاطر پيامبرت محمد (ص) كه پيامبر رحمت است اي محمد (ص) بوسيله تو به خدا روي آورده ام براى حصول آرزويم كه چشمانم شفاء يابند خدايا خاطر پيامبر(ص) را در اين حاجت من بپذير.
25. خدايا از تو مي خواهم و به تو روي آورده ام بخاطر پيامبرت محمد (ص) كه پيامبر رحمت است اي محمد (ص) بوسيله تو به خدا روي آورده ام براى حصول آرزويم كه چشمانم شفاء يابند خدايا خاطر پيامبر(ص) را در اين حاجت من بپذير.
26. خداوندا مادرم (فاطمه بنت اسد) را به حق من و به حق پيامبران قبل از من ببخش و مورد غفران خودت قرار بده .
27. حضرت عمر(رض) در دعاي طلب باران فرمود : (خداوندا، ما زمانى بوسيله پيامبران به تو توسل مي جستيم و تو براي ما باران مى فرستادى اكنون نيز به عموى پيامبرمان توسل مي جوييم، خدايا براي ما باران بفرست ، در نتيجه اين دعا ، باران باريد.
28.در اين حديث فوائد زيادي وجود دارد از جمله؛ سنت بودن طلب شفاعت از خداوند به وسيله اهل خير وانسان هاي صالح و اهل بيت پيامبر(ص) وهمچنين فضیلت حضرت عباس(رض) و فضیلت حضرت عمر(رض) به خاطر تواضع او به نسبت حضرت عباس(رض) وآشنايي حضرت عمر(رض) به حق حضرت عباس(رض).
29.و به راستي كه خداوند حق را بر زبان حضرت عمر(رض) قرار داده است.
30.اصل در هر چيزی ماندگاری آن چيز بر حال خودش است تا زمانی كه تغيير دهنده ،وجود نداشته باشد و فرو گذاشتن وترك كردن چيزي دلالت بر منع و نهي كردن از انجام آن چيز نيست همان گونه كه در اصول فقه اين امر بيان گرديده است پس اين كه حضرت عمر(رض) توسل به پيامبر(ص) را ترك كرد اصلا دلالت بر نهي كردن توسل ندارد زيرا پيامبر(ص) بسياري از امور مباح را ترك كرده و انجام نداده اند آيا اين،دليل بر ترك كردن يا حرام بودن آن امر مباح است؟ چنين چيزی را هيچ يك از علما بيان نفرموده اند- هنگامي كه منصور خليفه عباسي به حج رفت و مرقد پيامبر(ص) را زيارت نمود ،از امام مالك پرسيد: اي ابا عبدالله آيا رو به قبله دعا كنم و يا روبروی پيامبر بايستم و دعا كنم ؟امام فرمود: چرا به پيامبر(ص) پشت مي كنی در حالي كه او در پيشگاه خدا وسيله تو و پدرت آدم(ع) است؟ به پيامبر(ص) رو كن در حالی که او وسیله تو و پدرت آدم(ع) در پیشگاه خداوند است واز او طلب شفاعت نما، كه خدا ی تعالي شفاعت پيامبر(ص) را در حق تو مي پذيرد.این داستان را قاضی عیاض در کتاب الشفاء به سند صحیح و علامه قسطلانی در المواهب الدینة آورده اند.
31. از امام علامه شهاب الدين رملي (رح) در مورد درست بودن توسل سؤال شد؟ايشان فرمودند: كه استغاثه و پناه بردن به پيامبران و مرسلين و اولياء و علماي صالح درست است زيرا معجزه پيامبران و كرامت اولياء با مر گ آنان بعد از وفاتشان قطع نمي گردد اما پيامبران؛ زيرا آنان در قبرهايشان زنده اند و نماز مي گذارند و حج مي كنند همان گونه كه در اين مورد احاديث وارد شده ، سپس پناه بردن به آنان و طلب كمك از آنان بعد از فوتشان برای آنان معجزه است واما اولياء ؛ استغاثه و توسل به آنان بعد از فوتشان برای آنان كرامت است.
32.همانا بسوی تو آمده ام در حالی که از گناهانم استغفار می کنم و تو را شفیع قرار می دهم در نزد پروردگارم الخ...
33.سلام بر تو باد ای پيامبر خدا ، و نيز شكر خدا را به جا آورد و خدا را تمجيد كند و نيز بر پيامبر(ص) بسيار صلوات بفرستد سپس بگويد: خداوندا تو فرمودى و فرموده ى تو ، به تحقيق حق است كه:( و لو انهم....) خداوندا ما فرموده ى تو را شنيديم وامر تو را بجا آورديم و به پيامبر تو روی آورديم در حالي كه او را در نزد تو براي گناهانمان شفيع قرار مي دهيم پس خداوندا بر ما ببخشاي وشفاعت اين پيامبر را در حق ما بپذير و به خاطر جاه و مقام پيامبر و حق او در نزد خودت ما را بلند مرتبه گردان.
34.به خداوند پناه می بریم از شر نفسهایمان واز جهل و پنهان کردن حقیقت و بی ادبی نمودن .
35.مرد نابينايى به خدمت رسول اكرم آمد و به او گفت : از خداى بزرگ بخواه كه چشمانم را شفاء بخشد، حضرت (ص) فرمودند : اگر ميل داری برايت دعا مي كنم و اگر مي خواهي صبر و شكيبايى داشته باشى براي تو بهتر است نابينا گفت : مايلم كه دعا كنى ، آنگاه حضرت (ص) فرمودند : وضويى نيكو و صحيحى بگير و اين دعا را بخوان < خدايا از تو مي خواهم و به تو روى آورده ام به خاطر پيامبرت كه پيامبر رحمت است ، اى محمد(ص) به وسيله تو به خدا روى آورده ام براى حصول آرزويم كه چشمانم شفاء يابند ، خدايا خاطر پيامبرت را در اين حاجت من بپذير.و آنچه در حديث صحيح ثبت شده از اين كه در طلب باران به حضرت عباس (رض)توسل كرد و هيچ كس هم بر او اعتراض نکرد و نيز آنچه روايت شده از اين كه در زمان حضرت عمر (رض) مردم دچار قحطی و خشكسالي شدند پس مردي نزد قبر پيامبر(ص)آمد و گفت : اى رسول خدا براى امتت طلب باران كن براستى كه آنان هلاك شدند . پس پيامبر(ص) به خواب او آمد و به او خبر داد كه باران برايشان مى بارد و چنين هم شد .اين موارد همراه با احاديث ديگري كه به خاطر طولانى شدن بحث از ذكر آن خوددارى مى كنيم مانند فرموده پيامبر(ص) هنگامى كه فاطمه بنت اسد مادر حضرت علي(رض) فوت كردند و ايشان دايه پيامبر(ص) در زمان كودكى ايشان بودند كه پيامبر(ص) فرمودند : خداوندا مادرم فاطمه بنت اسد را عفو كن و بحق پيامبرت (خود حضرت (ص)) و پيامبران قبل از من ، قبر او را گشاد گردان و نيز مانند فرموده پيامبر(ص) از قول حضرت آدم (ع) هنگامى كه مرتکب اشتباه شد و فرمود: خدايا از تو مى خواهم كه به حق محمد (ص) از گناهم در گذر...راويان اين حديث در مورد صحت و ضعف آن اختلاف دارند اما مهم اين است كه اين توسل از پيامبر(ص) و اصحاب او و بقيه علماى سلف صالح به طور مطلق به ما رسيده و اين امر به همان صورت ادامه داشت تا اين كه ابن تيميه آمد و در بين توسل كردن به پيامبران و افراد صالح وحال حيات و بعد از فوت آنان ، فرق گذاشت گمان برد كه توسل به آنان در حال حيات درست و در حال مرگ حرام است و حال آنكه ما براي اين فرق گذاشتن سندى سراغ نداريم كه به عصر سلف صالح بر گردد بلكه ما چنانچه كه گفتيم بر هيچ بحث و اختلاف سلف در مورد اين مسئله اطلاع نداريم كه آنها بين توسل به زنده و مرده فرق گذاشته باشند و این همه داستانهای معروف و مشهوریکه نقل نمودیم همگی شاهد بر این قضیه هستند پس مادامى كه توسل كردن ، توسل به جا و مقام پيامبر(ص) و افراد صالح در نزد خداست نه به اجسام و توانايي هاى مادي و محسوس آنان ، پس دیگر فرقى در بين توسل به زنده ومرده وجود ندارد .
36. << امت من بر گمراهي گرد نمى آيند و بر شما واجب است پيروي كردن از اكثريت اعظم امت من >> و رسول الله(ص) فرمودند؛ به راستى كه خداوند امت من را بر گمراهى گرد نمى آورد و خدا ياور و مددكار جماعت است و هر كس از جماعت جدا شود خود را به آتش جهنم مي كشاند .
37.و خداوند متعال نفرمود؛آیا من إله شما نیستم ؟ بلکه در اقرار گرفتن از آنان فقط به توحید ربوبیت اکتفاء کرد.
38.آماده ام بارالها- آماده ام بارالها برای اجابت امرت ، نیست شریکی برای تو مگر شریکی برای تو، که تو مالک آن شریک هستی.
39.حيات و زندگى دل ، در علم است پس علم را غنيمت بدان * و مرگ دل ، در جهل و ناداني است پس از جهل دوري كن* و بهترين توشه ، تقوي است پس بر تقوي بيفزاي اين نصيحت براي شما كافي است ، پس آن را بگير*
40. و از توحيد الوهيت خداوند اين است كه ما در همه اعمال فردي و اجتماعي خودمان به حكم شريعت خداوند عمل كنيم زيرا خلق و ايجاد از آنِ خداوند سبحان است و كسي كه خلق براي اوست حكم هم براي اوست وعبادت خداوند عبارت است از فرمانبرداري خداوند در آنچه كه ما را به آن امر فرمود یا ما را از آن نهي كرده است و هر حكمي مخالف دستور خدا باشد به عنوان سرپيچي و تكبر از فرمانبرداري خدا به حساب مي آيد و مادامي كه انسان از حكم خدا سرپيچي و تكبر كند پس از غير خدا اطاعت كرده است وبراي خدا در الوهيت كه مخصوص خداست شريك قرار داده است و اين كار بر هم زدن توحيد الوهيت به شمار مي آيد و در نتيجه آن فرد به جاي تبعيت از حكم از هواي نفس خود پيروی مي كند كه اين خود نوعی از انواع عبادة الهوی حساب مي شود پيامبر مبارك اسلام(ص) فرموده است : هيچ كدام از شما تا زمانی كه آرزوهايش را تابع آنچه كه من آورده ام كه عبارت از شريعت خداست نكند ايمان ندارد و به تحقيق خداوند متعال در قرآن كريم خودش را توصيف كرده كه او يكتا در ربوبيت مي باشد و شريك و همتايي براي او نيست ( قل هو الله احد) وخداى تعالى در سوره (ص) پيامبرش را تعليم مي دهد كه به مشركان بگويد: (قل انما… ).
41.همانگونه که خداوند سبحانه و تعالی برای اثبات یگانگی اش در پروردگاری عالم، دلیل عقلی آورده است .
42.و این آیه شریفه دلیلی است بر نفی تعدد خدایان در یک هستی واحد.
43.واین آیه شریفه دلیلی است بر نفی خدایان در زمین بجز خداوند عرش جل جلاله.
44.واین آیه شریفه دلیل است بر نفی خدایان متعدد به معنای رب های مختلف در بودن رب های متعدد .
45.و خداوند تعالی از قول کفار مکه خطاب به پیامبر(ص)حکایت می کند که می گویند:(أجعل الآلهه...عجاب)
46.بگویید نیست معبود بحقی مگر الله تعالی – و امام عبدالرحمن میدانی در کتاب «العقیدة الاسلامیة»در صفحه 180 فرموده است : وجود خدایی که یکتا است و پروردگار و خالق است و مدبر هر امری است و در پروردگاریش بدون شریک است عقلاً مستلزم این است که تنها خود اوست که شایستگی عبادت را دارد پس درست نیست غیر خدا عبادت شود و هر عبادتی برای غیر خدا شرک است ، و این امر هم که برای غیر خدا عبادت محسوب نمی گردد بلکه عبادت فقط مخصوص اوست (توحید الوهیت نام دارد ) از این شرح معلوم می گردد که در بین توحید الوهیت و ربوبیت ،ارتباط و مناسبت وجود دارد و لفظ وحدانیت که بمعنای یکتایی و یگانگی است شامل هر دو نوع توحید می گردد.
47.و به تحقیق صدا زدن مردگان در احادیثی که در مورد زیارت قبور وارد شده ، ذکر گردیده است مانند سخن شخص زیارت کننده که خطاب به مردگان می گوید : سلام بر شما باد ای اهل قبور ، سلام بر شما ای مؤمنان ساکنین در خانه ها.
48.و اما توسل شرعاً درست است و همچنین به آن امر شده است ،زیرا توسل از افعال پیامبران و سلف صالح می باشد ، به تحقیق در حدیث صحیح آمده که پیامبر(ص) فرموده اند « خداوندا از تو می خواهم به حق خواهندگان از تو »
49.همانا حضرت رسول(ص)در حق حضرت عمر (رض)فرموده است : « به راستی که خداوند راستگویی را بر زبان و قلب عمر(رض) قرار داده است » صفیه دختر عبدالمطلب که عمه پیامبر(ص)بود بعد از وفات ایشان چنین سرود:
« بیدار باشید؛ای پیامبر خدا تو امیر مایی *** تو با ما خوب و نیکو بودی و بد اخلاق نبودی »
50. اهل بیت پیامبر (ص) وسیله من هستند *** و آنها وسیله من به سوی پیامبر (ص) هستند.
امید دارم بخاطر آنان ، فردای قیامت *** نامه عملم را بدست راستم بدهند.
51. بر طبق شریعت اسلام آنچه در باب توسل ممنوع می باشد عبارت است از این که انسان معتقد به وجود تأثیر برای احدی غیر از خدا باشد و آن غیر خدا هر کسی باشد فرقی ندارد ، و چنین اعتقادی در مورد نبی یا ولی یا فردی صالح یا حیوان یا جما د یا هر چیز دیگری هم باشد شــــــر ک محسوب می گردد. اما اگر معتقد به وجود تأثیر برای احدی غیر از خدا نباشد بر او گناهی نیست و مادامی که انسان تأثیر را از ذات خدا بداند در توسل و استغاثه به پیامبران و افراد های صالح ، ضرری وجود ندارد.
52. استعانه ، درخواست کمک و یاری برای دفع امری ناپسند و بدست آوردن چیزی خوب وپسندیده است و این نوع درخواست در مورد خدایی که کلید آسمانها و زمین به دست اوست حقیقت دارد، پس هر نوع طلب کمکی که متوجه غیر خدا باشد مانند درخواست کمک از استادان برای یادگیری و از دکتر برای مریض و از مرشد برای پاک کردن نفس یا از آنانی که دارای قدرت یا ثروت یا جاه و مقام می باشند برای رفع رنج و زحمت همه اینها در حقیقت بسوی خدا باز می گردد مانند هر ستایشی که از طرف هر شکر گذاری برای هر شکر کرده شده ای بخاطر هر نعمتی بسوی خدا بر می گردد.مانند فرموده پیامبر (ص) که به ابن عباس (رض) فرمودند ؛« هر وقت که تو خواستی درخواست کمک کنی ، از خدا بخواه چون در حقیقت یاری دهنده خداست » و گر نه خداوند متعال امر فرموده به این که بعضی از ما بعضی دیگر را یاری می دهیم (*در امور نیکو کاری و پرهیزکاری یکدیگر را یاری می دهید *) و نیز امر فرموده که از اعمال ، طلب یاری کنیم (*از صبر و نماز کمک جوئید *) و پیامبر (ص) فرموده اند : « خداوند بنده اش را یاری می دهد تا وقتی که او به برادرش کمک و یاری برساند » و نیز پیامبر (ص) در دعای طلب باران فرموده اند :«خداوندا برای ما باران فریادرس بفرست و حاصل کلام این که : بکار بردن اسباب مادی برای به دست آوردن سعادت مادی و بکار بردن اسباب معنوی برای یافتن سعادت روحی چیزی غیر قابل انکار است » و همچنین پیامبر (ص) فرموده اند که :« خداوند گروهی را برای رسیدگی به احتیاجات مردم خلق کرده است که مردم در احتیاج و نیاز خود به آنان پناه می برند ، آن گروه از عذاب خدا در امان هستند » امام طبرانی در المعجم الکبیر و امام سیوطی در الجامع الصغیر آن را روایت کرده اند .
53.ابن عباس (رض) در تفسیر آیه 1 حجرات می فرماید : مخالف قران و حدیث پیامبر (ص)چیزی نگویید . قاضی ابن عربی از فقهاء مالکی مذهب می گوید : فرموده خداوند در سوره حجرات آیه (*لا تقدموا ... الآیة*) أصل است در تک روی از اقوال رسول الله (ص) و نیز پیروی از فرمایشات ایشان و اقتداء به حضرت (ص) . و شیخ عبدالرحمن بن ناصر السعدی می فرماید :« تا پیامبر چیزی نفرموده، شما چیزی نگویید وتا ایشان امری نفرموده ، شما امر نکنید و در این آیه نص شدیدی از پیش انداختن سخن دیگران بر فرموده پیامبر (ص) وجود دارد .» . امام بزرگوار سهل بن عبدالله تستری (رح) می گوید : « چیزی که احداث شود در عمل به آن چیز، در روز قیامت( از عمل کننده آن چیز ) سؤال می شود اگر موافق سنت باشد درست ، و اگر مخالف سنت باشد نادرست است».
54. معنا و مفهوم قول خداوند تعالی که می فرماید : «ای پیامبر بگو که در آسمان ها و زمین به جز خداوند تعالی کسی از علم غیب آگاه نیست » و نیز مفهوم حدیث پیامبر (ص) که می فرماید :« وقایع آینده را جز خدای تعالی کسی نمی داند» با وجود این که علم به وقایع آینده در معجزات پیامبران و در کرامات اولیاء روی داده است ، چگونه است؟ جواب ؛ معنای این آیه و حدیث این است که؛ هیج کس به غیر از خداوند تعالی به طور مستقل و به صورت احاطه به تمام معلومات به این امور علم ندارد (یعنی علم غیب به طور مستقل و محیط به تمام معلومات مخصوص خداست ) اما معجزات و کرامات به وسیله اعلام خداوند به انبیاء و اولیاء حاصل می گردد و این امر هم استقلالی نیست و مانند این است که ؛ ما می دانیم خورشید هنگامی که طلوع می کند شش ساعت یا بیشتر از آن باقی می ماند ، سپس غروب کرده ودوباره روز بعد طلوع می کند و به همان اندازه یا زیادتر می ماند و علم ما به این مسئله ، علم غیبی نیست که آن را به طور مستقل بدانیم ، بلکه علم به امور پنهانی است که ما آن را بدان طریق که عادت الله تعالی بر آن جاری شده می دانیم. خداوند متعال خطاب به پیامبر (ص) فرموده است: (*این امورات از غیب است که ما آن را به تو وحی می کنیم *) و همچنین از زبان حضرت یوسف (ع) فرموده است که (*این پیراهن مرا ببرید وآن را بر صورت پدرم بیندازید تا چشمانش بینا گردد*).
55. خداوند متعال می فرماید : (* خداوند داناست بر امور پنهان ، پس بر علم غیب خود ، هیچ کس را آگاه نمی سازد مگر کسی از فرستاده خویش (یعنی حضرت محمد (ص)) که خداوند او را پسندید ، پس هر لحظه خداوند در روبرو و پشت سر او، فرشتگان نگهبان را روانه می کند *)ـــ تعریف غیب : غیب چیزی است که از احساس و درک عقل غائب است ( یعنی چیزی است که در حیطه حواس پنجگانه و عقل محدود انسان نیست). و آن هم بر دو قسم است : 1. غیب مطلق ؛ و آن غیبی است که خداوند آن را به علم خویش مخصوص گردانیده است مانند علم به ذات و صفات خودش و نیز علم به اسرار قضاء و قدر و زمان فرا رسیدن قیامت و سایر این موارد از چیزهایی که جز خداوند کسی آنها را نمی داند. 2. غیب مقید ؛ و آن غیبی است که از چشم بعضی پنهان است اما از دید بعضی دیگر پنهان نیست و یا از درک عقل بعضی از اشخاص خارج بوده اما از درک عقل بعضی دیگر خارج نیست پس چیزی که در یک سرزمین در مقابل دیدگان زید(اسم شخص) است آن چیز به نسبت شخصی مانند عمرو(اسم شخص) که در سرزمین دیگر است غیب می باشد اما در نزد همه کس غیب نیست و همچنین قضیه و مسئله ای که عقل یک عالم آن را درک می کند در نزد وی غیب نیست ، اما همان مسئله به نسبت فهم فردی که آن را درک نمی کند غیب است. و حال تمامی علوم عقلی که بعضی آن را درک کرده و بعضی دیگر درک نکرده ،همین گونه است ، در حالی که تمامی این امور (چه امور عقلی و چه محسوس ) در علم خداوند به طور ازلی و ابدی ، حاضر است و هر وقت کسی این امور پنهانی را نداند ممکن است (یعنی محال نیست ) که خداوند آن امر پنهانی را بوسیله وحی به آن فرد اعلام کند ، همان گونه که خداوند متعال بسیاری از امور غیبی را که در آینده پدیدار می گرداند از طریق وحی به آنان اعلام نموده است ، یا این که خداوند آن چیز مخفی را به وسیله الهام به آن فرد اعلام می دارد و یا این که صورت آن شیء را در مقابل دیدگان شخص نمایان می کند بدین وسیله که قوۀ درّاکه نفسانی آن فرد را تقویت نموده و به آن وسعت می دهد تا شیء پنهان را درک کند " آن گونه که حضرت عمر (رض) در هنگام خواندن خطبه بر روی منبر در مدینه منوره ، موقعیت سپاه ساریه را در نهاوند ایران درک کرد و فرمود ؛ ای ساریه ، مواظب کوه باشید ، مواظب کوه باشید. « مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن ؛ شیخ محمد عبدالکریم المدرس».
56. « گناه بر گردن گوینده است نه بر گردن نقل کننده »
57. « بدعت در لغت ؛ هر چیزی نو پیدایی است که شبیه آن قبلاً وجود نداشته باشد.و راغب اصفهانی فرموده اند ؛ ابداع یعنی ایجاد کردن چیزی بدون پیروی کردن از کسی دیگر و هر وقت لفظ «بدعـــت» در مورد خداوند به کار رفت به معنای ایجاد کردن چیزی بدون وسیله و بدون زمان ومکان است واین امر هم فقط مخصوص خداست و «بدیع» به کسی گفته می شودکه مبدع باشد ( یعنی چیزی را ایجاد کرده که قبلاً موجود نبوده است ) همان گونه که خداوند خود می فرماید : (*خداوند پدید آورنده آسمان ها و زمین است *) و بدعت در اصطلاح شرع به چیزی می گویند که بدون فرمان خدا و پیامبر (ص) و بدون دلیل شرعی ، خصوصی یا عمومی ایجاد شده باشد .
58.« هر کس در دین ما چیزی ایجاد کند که از دین نباشد ( یعنی از قواعد دین نباشد ) آن چیز مردود است » و پیامبر (ص) فرموده اند:
« هر کسی در دین اسلام روش خوبی بنیان نهد پاداش آن و پاداش آنانی که به آن عمل می کنند از آن اوست بدون اینکه از پاداش عمل کنندگان کم گردد و کسی که در دین اسلام روش ناپسند ایجاد کند ، گناه آن و گناه آنهایی که به آن عمل می کنند از آنِ اوست بی آنکه از گناه عمل کنندگان به آن کم گردد».
59. خوب بدعتی است این.
60.هر عمل نو پیدایی بدعت است و هر بدعتی گمراهی است .
61. یعنی لفظ آن عام است اما مفهوم آن مخصوص به بدعتی است که مخالف شریعت اسلام باشد بدلیل حدیثی که امام مسلم آن را روایت فرمودند که در بالا روایت آن را آوردیم « من سن الاسلام ...شیء»
امام نووی فرموده اند که؛ این حدیث ( کل بدعة ضلالة ...) حدیثی عام است که خاص گردیده است و منظور از آن چیزهای نو پیدایی است که در شریعت قاعده ای برای تأ ئید صحت آنان موجود نباشد و امام حافظ ابن رجب در شرح خود بر این حدیث فرموده اند ؛ « منظور از بدعت در این حدیث چیزی است که ایجاد شده باشد اما در شریعت برای آن اصل و دلیلی وجود نداشته باشد اما چیزی که در شریعت برای آن ، اصل و دلیل وجود دارد ، شرعاً بدعت محسوب نمی گردد هر چند که در لغت بدعت ( نو ظهور ) است » و امام حافظ بن حجر فرموده اند ؛ منظور از حدیت (کل بدعة ضلالة...) چیزی است که پیدا شده ولی در شریعت برای صحت آن ، نه دلیل خاص ونه دلیل عام ، وجود ندارد بنا براین ، این حدیث به طور کلی و عام معنا نمی شود بلکه از قبیل عامی است که از آن اراده خصوص شده باشد یا عامی است که تخصیص یافته است و مثال های عام مخصوص در قرآن و سنت فراوان است .
62. اگر بدعت داخل در قواعد ایجاب باشد آن بدعت واجب است یا اگر داخل در قواعد تحریم باشد پس حرام است و اگر داخل در قواعد مستحب باشد ، بدعت مستحب است یا داخل در قواعد مکروه باشد ،مکروه است یا داخل در قواعد مباح باشد ، مباح است علامه ابن عابدین ااز علمای بزرگ حنفی می فرماید : بعضی اوقات بدعت واجب است مانند ؛ارائه دلائل بر علیه فرقه های گمراه و منحرف ، آموختن علم صرف و نحو و غیره برای فهم قرآن و حدیث . و بدعت مستحب مانند ؛ احداث مدارس و محل زندگی برای مسلمانان بی بضاعت و هر عمل خیری که در صدر اسلام وجود نداشته و بدعت مکروه مانند ؛ زینت و آراستن مساجد و بدعت مباح مانند ؛ سیر شدن ، خوردن غذای لذیذ و پوشیدن لباس زیبا .
